نمیتوانم نامت را در دهانم

نمیتوانم نامت را در دهانم،
و تو را، در درونم پنهان کنم،
گل با بویِ خود چه می کند؟
گندم با خوشه اش؟
طاووس با دُمش؟
چراغ با روغنش؟
با "تو" سر به کجا بگذارم،
کجا پنهانت کنم...!


#نزار_قبانی#عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۳)

کاش به جای حروف الفبا"ماندن" را یاد مردم میدادند...#مهران_قد...

کانال تلگرامی نهج البلاغه🌷 نهج البلاغه بخوانیم 🌷 سلام به ...

‌‌ای که گفتی عشق رااز یاد بردن سخت نیستعشق را شاید،ولی هرگز ...

💫 صاحب دلی می گفت:📞 مامان بزرگم آخر همه تلفن هایش می گفت:کا...

از تو چیز زیادی نمی خواهم...تنها قطعه ای از شرجیِ حنجره ات ر...

صحچپتر ۱۱ _ دفتر خاطرات پنهانشب...آسایشگاه در سکوتی فرو رفته...

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط