بی گمان عشق هم اینجا نگرانِ من و توست
بی گمان عشق هم اینجا نگرانِ من و توست
تا فراموش شود هرچه میانِ من و توست
بی گمان بهرِ چنین عشقِ بزرگی اینک
چشمِ دنیا به تماشای جهانِ من و توست
بس که زیبا شده این فصل جدایی بنگر
صد بهاران به تمنای خزانِ من و توست
تو دعا کن که دلم تنگِ نگاهت نشود
یا رَوَد از همه جا هرچه نشانِ من و توست
دست بردار از این ماضی بی قید دلم
که دگر هرچه بعید است زمانِ من و توست
تا فراموش شود هرچه میانِ من و توست
بی گمان بهرِ چنین عشقِ بزرگی اینک
چشمِ دنیا به تماشای جهانِ من و توست
بس که زیبا شده این فصل جدایی بنگر
صد بهاران به تمنای خزانِ من و توست
تو دعا کن که دلم تنگِ نگاهت نشود
یا رَوَد از همه جا هرچه نشانِ من و توست
دست بردار از این ماضی بی قید دلم
که دگر هرچه بعید است زمانِ من و توست
- ۲۱۹
- ۲۵ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط