{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمهای تو را میشناسم ....

چشمهای تو را میشناسم ....

نه از نزدیک ...

بلکه از ارتفاعی که همیشه تو در راه کفش هایم سبز میکرد ...

ارتفاعی به اندازه سقوط یک اسکناس

به خیرگی تو در زل زدنم میان نداشتنهایت ...

به تو که کوتاه قد ترین قلمداد میشوی

از بس که همه را از پایین نگاه میکنی ...

به کیف مدرسه ام ...

که کیفش را تلو تلو میخوری ... مدرسه اش را که هیچ

به تو که در اوج کودکی

کارتن ها را ندیده میخوابی ...در وسط خیابان ها

و آدم به آدم زمزمه میکنی ...

هی لعنتی ؟

فقر مرا وزن میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۶)

گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم نه لبخندمی زنیم نه شکایت ...

این روزهااگر خون هم گریه کنیعمق همدردی دیگران با تویک کلمه ا...

هنگامی که تبر به جنگل آمد همه ی درختان یک صدا فریاد زدند: ای...

اگر می‌دانستید، یک محکوم به مرگ، چقدر در آرزوی بازگشت به زند...

چشمهای تو را میشناسم .... نه از نزدیک ...بلکه از ارتفاعی که ...

چشمهای تو را میشناسم .... نه از نزدیک ...بلکه از ارتفاعی که ...

چشمهای تو را میشناسم .... نه از نزدیک ...بلکه از ارتفاعی که ...

چشمهای تو را میشناسم .... نه از نزدیک ... بلکه از ارتفاعی ...

چشمهای تو را میشناسم ….نه از نزدیک …بلکه از ارتفاعی که همیشه...

چشمهای تو را میشناسم ….نه از نزدیک …بلکه از ارتفاعی که همیشه...

از بچگی یاد گرفتم که تنها باشم…حتی اگه زمین خوردم خودم تنها ...

جملات زیباوآموزندهﻣﻦ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻼﻏﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡﮐﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺩ...

جملات زیباوآموزندهﻣﻦ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻼﻏﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡﮐﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺩ...

جملات زیباوآموزندهﻣﻦ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻼﻏﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡﮐﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺩ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط