{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید یک بار،

باید یک بار،
به خاطر همه چیز گریه کرد!
آن قدر که اشک ها خشک شوند
این تن اندوهگین را چِلاند
و بعد دفتر زندگی را ورق زد...
به چیز دیگری فکر کرد.

👤 گاوالدا
دیدگاه ها (۲)

‌بین ماهی های اقیانوس و ماهی های تُنگهیچ فرقی نیست وقتی چاره...

هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش نگران تو چه اندیشه ...

از کویر آمده ام...!چشمم از خاطره‌ی ریگ پُر است؛ابر من باش و ...

مرا از دورها تماشا کنمن از نزدیک غمگینم...#عباس_معروفی

چند پارتی درخواستی

وقتی بیماری قلبی داشتی...(پایانی)جونگکوک بعد از مرگ تو،دیگه ...

رمان انفجار و امید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط