{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ام.. سلام بچه ها ، یکم دلم گرفته بود دلم خواست بیام با شم

ام.. سلام بچه ها ، یکم دلم گرفته بود دلم خواست بیام با شما دردو دل کنم..
مامان و بابای من، آدمایین که تلاش بچه هاشون رو به نمره هاشون میسنجن.
منم کل بچگیم تا الانو جوری درس خوندم که بالاترین معدلو تو کلاس ها داشته باشم. الان، دو ساله چون نتونستم تو تیزهوشان قبول بشم-که تا چند ماه به خاطرش مدام اونایی رو که قبول شده بودن تو چشم میکردن- مامان و بابام منو بردن یه مدرسه هیئت امنایی که شهریه زیادی میگیره.
منم مشکلی نداشتم حتی با اینکه انقدر امتحانا و قوانین سخت و وحشتناک وجو داشت. ولی مامان بابام نمیدونم چرا هیچوقت راضی نیستن ازم.
حتی سر پول شهریه مدرسم هم منو مقصر میدونن، مامانم کارناممو که گرفته برمیگرده بهم میگه ببین چقدر به خاطر تو مجبور شدم پول بدم-شهریم ده ملیون بوده نصفشو داده- نصف دیگشم زمانی شد که بابام امروز رفت تقدیر ناممو از مدرسم بگیره، زنگ زده میگه ببین مجبورم کردی پنج ملیون پول بدم، از پول تو جیبی خودت تو چند ماه کم میکنم.
یجوری دارن با من حرف میزنن انگار من گفتم منو ببرن همچین مدرسه ای، به خدا من به مدرسه دولتی هم راضیم.
آخه نمیدونم چرا وقتی خودشون راضی نیستن همچین کاری میکنن و تهشم مقصر منم.
هیچی دیگه، ببخشید وقتتون رو گرفتم فقط دلم میخواست با یکی حرف زده باشم.
مرسی
دیدگاه ها (۹)

نمیدونم چرا همه اطرافیانم دارن منو عذاب میدن !از فامیل محبتی...

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.4کانگ وو:خب چرا ای...

چند پارتی

پارت هشتم

وقتی بین پسر و دخترش فرق می‌گذاشت P¹جیهوپ از وقتی جیهو و سو...

پارت ۳

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟐_ نمیخوام حتی یه کلمه از حرفاتو بشنومم در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط