{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینجاست ، آیید، پنجره بگشایید، ای من و دگر من ها:صد پرتو

اینجاست ، آیید، پنجره بگشایید، ای من و دگر من ها:صد پرتو من در آب!
مهتاب ، تابنده نگر ، بر لرزش برگ، اندیشه من ، جاده مرگ.
آنجا نیلوفرهاست، به بهشت، به خدا درهاست.
اینجا ایوان ، خاموشی هوش ، پرواز روان.
در باغ زمان تنها نشدیم. ای سنگ و نگاه ، ای وهم و درخت ، آیا نشدیم؟
من صخره - من ام، تو شاخه - تو یی.
این بام گلی، آری، این بام گلی ، خاک است و من و پندار.
و چه بود این لکه رنگ ، این دود سبک ؟ پروانه گذشت؟ افسانه دمید؟
نی ، این لکه رنگ ، این دود سبک ، پروانه نبود، من بودم و تو. افسانه نبود،
ما بود و شما.
دیدگاه ها (۴)

باز در پنجه ی تاریکی شبسوز این سینه ی من حسرت تستباز در سجده...

مار از پونه، من از مار بدم می‌آیدیعنی از عامل آزار بدم می‌آی...

نه تو می پایی، و نه کوه. میوه این باغ: اندوه، اندوه.گل بترا...

نی ها ، همهمه شان می آید.مرغان ، زمزمه شان می آید.در باز و ن...

خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مروای حیات دوستان در بوست...

نمیبخشمت p.14

وسواس خون P:1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط