{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح و غزل امید، من باشم و تو

صبح و غزل امید، من باشم و تو
بر بام جهان اسیر، من باشم و تو
لی لی به روی ساحل دریا می رفت
آن دخترک سپید، من باشم و تو
ای کاش سپیده ای بیاید از راه
دریا و هم آغوشی و من باشم و تو
دیدگاه ها (۲۱)

بهترین جای دنیاستآغوش چشمانتآن جا که دلمرؤیا به پا می کنددر ...

تو آن شعری که من جایی نمی خوانم،که می ترسمبه جانت چشم زخم آی...

خواسته یا ناخواسته میگویم : مواظب خودت باش !مواظب خودت باش ی...

مناز میان واژه های زلالدوستی را برگزیده‌امآن‌ جا کهبرف‌ های ...

بزار تو حال خودم باشم 💭 :کاش می‌گفتیچقدر باران را دوست داریت...

🌱🍃 #صبح،چشم گشودو کودکِ درونِ من،در قابِ پنجره‌یِ اتاق،به دن...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط