. . . تا غدیر . . .
. . . تا غدیر . . .
ضرار بن ضمره یکی از اصحاب ویژه حضرت علی علیه السلام بر معاویه وارد شد،
معاویه گفت: علی را برای من توصیف کن.
ضرار با اصرار معاویه لب به سخن گشود و گفت:
إذْ لابُدَّ فَإنّهُ:
ـ کان وَ اللّهِ بَعیدَ الْمَدی شَدیدَ الْقُوی یَقُولَ فَصْلاً وَیَحْکُمْ عَدْلاً یَنْفَجِرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوانِبِهِ وَ تَنْطِقُ الْحِکْمَةُ مِنْ نَواحِیهِ یَسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْیا وَ زَهْرَتِها وَ یَسْتَأْنِسُ بِاللَّیْلِ وَ ظُلْمَتِهِ کانَ وَاللّهِ غَزیرَ مالْبَصیرَةِ طَویلَ الْفِکْرَةِ ...
یُعْجِبُهُ مِنَ اللَّباسِ ما قَصُرَ وَ مِنَ الطَّعام ما جَشَبَ، کانَ وَاللّهِ کَأَحَدِنا یُدْنینا اِذا أَتَیْناهُ وَ یُجیُبنا اِذا سَأَلْناهُ وَ کانَ مَعَ تَقَرُّبِهِ اِلَیْنا وَ قُرْبِهِ مِنّا لا نُکَلِّمُهُ هَیْبَةً لَهُ.
به خدا سوگند او دست نایافتنی و دور از دسترس و دارای نیروهای پرتوان بود،
سخنانی روشنگر میگفت و به عدل حکم میراند،
از هر سوی او علم میجوشید و از تمامی رفتار او حکمت میتراوید،
از دینا و زیورهای آن وحشت داشت و به شبزندهداری و خلوت شبانس میورزید.
بخدا سوگند او دارای بصیرتی فراوان و اندیشههایی بلند بود.
لباس کوتاه و طعام خشک و بینان خورش را ـ که نشانه تواضع و فقر بود ـ دوست میداشت.
به خدا سوگند چونان یکی از خود ما بود،
هرگاه نزد او میرفتیم ما را به نزدیک خود فرا میخواند و خواستههای ما را پاسخ میگفت
و با این همه مهرورزی و اظهار نزدیکی و یگانگی، به دلیل هیبتی که داشت جرأت گفتگو با او را نداشتیم.
حلیة الاولیاء 1: 84
امام علی علیه السلام
. . . یاعلی
غدیر
#تا_غدیر
#خطبه_غدیر
#ولایت
#مولا
#ولی
#من_کنت_مولا_فهذا_علی_مولا
#شیعه
#سرپرست
#علی_ولی_الله
#علی_مولا
#یا_علی
#یا_علی_علیه_السلام
ضرار بن ضمره یکی از اصحاب ویژه حضرت علی علیه السلام بر معاویه وارد شد،
معاویه گفت: علی را برای من توصیف کن.
ضرار با اصرار معاویه لب به سخن گشود و گفت:
إذْ لابُدَّ فَإنّهُ:
ـ کان وَ اللّهِ بَعیدَ الْمَدی شَدیدَ الْقُوی یَقُولَ فَصْلاً وَیَحْکُمْ عَدْلاً یَنْفَجِرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوانِبِهِ وَ تَنْطِقُ الْحِکْمَةُ مِنْ نَواحِیهِ یَسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْیا وَ زَهْرَتِها وَ یَسْتَأْنِسُ بِاللَّیْلِ وَ ظُلْمَتِهِ کانَ وَاللّهِ غَزیرَ مالْبَصیرَةِ طَویلَ الْفِکْرَةِ ...
یُعْجِبُهُ مِنَ اللَّباسِ ما قَصُرَ وَ مِنَ الطَّعام ما جَشَبَ، کانَ وَاللّهِ کَأَحَدِنا یُدْنینا اِذا أَتَیْناهُ وَ یُجیُبنا اِذا سَأَلْناهُ وَ کانَ مَعَ تَقَرُّبِهِ اِلَیْنا وَ قُرْبِهِ مِنّا لا نُکَلِّمُهُ هَیْبَةً لَهُ.
به خدا سوگند او دست نایافتنی و دور از دسترس و دارای نیروهای پرتوان بود،
سخنانی روشنگر میگفت و به عدل حکم میراند،
از هر سوی او علم میجوشید و از تمامی رفتار او حکمت میتراوید،
از دینا و زیورهای آن وحشت داشت و به شبزندهداری و خلوت شبانس میورزید.
بخدا سوگند او دارای بصیرتی فراوان و اندیشههایی بلند بود.
لباس کوتاه و طعام خشک و بینان خورش را ـ که نشانه تواضع و فقر بود ـ دوست میداشت.
به خدا سوگند چونان یکی از خود ما بود،
هرگاه نزد او میرفتیم ما را به نزدیک خود فرا میخواند و خواستههای ما را پاسخ میگفت
و با این همه مهرورزی و اظهار نزدیکی و یگانگی، به دلیل هیبتی که داشت جرأت گفتگو با او را نداشتیم.
حلیة الاولیاء 1: 84
امام علی علیه السلام
. . . یاعلی
غدیر
#تا_غدیر
#خطبه_غدیر
#ولایت
#مولا
#ولی
#من_کنت_مولا_فهذا_علی_مولا
#شیعه
#سرپرست
#علی_ولی_الله
#علی_مولا
#یا_علی
#یا_علی_علیه_السلام
- ۲۴۹
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط