{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناچار هر که دل

ناچار هر که دل
به غم روی دوست داد

کارش به هم برآمده باشد
چو موی دوست

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

حکایت از چه کنم؟ سینه سینه درد اینجاستهزار شعله‌ی سوزان و آه...

راه خلوتگه خاصم بنما تا پس از اينمِی‌ خورم با تو و ديگر غم د...

عیش وصال و ذوق ‌کنار آرزوی کیست؟ماییم و حرفِ بوسی از آن آستا...

ما را چه ساده سکه‌ی یک پول می کنیاین روزها که نازِ تو را خوب...

دل بسته‌ام از همه عالم به روی دوست،وز هر چه فارغیم، به‌ جز گ...

چو خیالت ای مه من بر دل ما گذرد ز سرم از ژاله غم موج بلا گذ...

هشیار سری بود ز سودای تو مستخوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دستب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط