{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناچار هر که دل

ناچار هر که دل
به غم روی دوست داد

کارش به هم برآمده باشد
چو موی دوست

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

حکایت از چه کنم؟ سینه سینه درد اینجاستهزار شعله‌ی سوزان و آه...

راه خلوتگه خاصم بنما تا پس از اينمِی‌ خورم با تو و ديگر غم د...

عیش وصال و ذوق ‌کنار آرزوی کیست؟ماییم و حرفِ بوسی از آن آستا...

ما را چه ساده سکه‌ی یک پول می کنیاین روزها که نازِ تو را خوب...

چو پرخاش بینی تحمّل بیارکه سهلی ببندد درِ کارزاربه شیرین‌ زب...

قل هو الله احد چشم بد از روی تو دور

از غم ات شاه مدینه پاره پاره ام چو سینهدر دل ما نیست کینهکیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط