ساعت

#ساعت
عقربه های ساعت کار خودشان را می کردند
و برایشان اضطراب و دلتنگیِ من اهمیتی نداشت.
بالعکس هر چه نگاهشان میکردم از سر لجاجت آهسته تر ، تیک و تاک میکردند.
انگار هیچ شوقی برای رسیدن ندارند فقط تیک و تاک ...
با خودم گفتم ما اسیر این سه وروجک شده ایم و ، خنده ام گرفت ، صدای زنگ در به گوش رسید
با خنده نگاهی به ساعتم کردم و و گفتم : حالا هر چقدر میخواهید آهسته بروید.


#گردیوز
#سردار
#عاشقانه
┏━━━✨ 🌺 ✨ ━━━┓
@Talkh_Nameha
┗━━━✨ 🌺 ✨ ━━━┛
دیدگاه ها (۴)

#نیمکت#نظر یادتون نرهبرف زیادی آمده بود ، با آستین پالتوام ب...

# داستان#نظرامروز من و این قابِ پر از تردید و بهت ، به شکل ...

تو هم مثل بقیه بودیکمی فقط ...سنگدل تر .#گردیوز#سردار#عاشقان...

کسی اولین بار یه کلم دید.اولین برگش رو کند, زیرش یه برگ دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط