{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قشلاق کرده ام به تو از دست زندگی

قشلاق کرده ام به تو از دست زندگی
چندی ست پایتخت جهانم اتاق توست

#علیرضا_بدیع
دیدگاه ها (۱۴)

رفتی و مردم شهر گفتند: "زمان" دوایِ هر دردی‌ست..لاف می زدند!...

از بس که تَرَک بر دلم انداخته چشمتلبخندِ من از طایفه ی بغضِ...

با دلت حسرت هم صحبتی ام هست ولیسنگ را با چه زبانی به سخن وا ...

شب هامیان تو و ماهحکایت دو پادشاه و یک اقلیم است.#رضا_کاظمی

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشتاینقدر که خالی شده بعد از...

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

اگر زندگی آن‌گونه نیست که تو می‌خواهیعوضش کنزندگی امروز توحا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط