و شاید تقدیرش چنین بود که لحظهای از عمرش را با تو همدل ب

و شاید تقدیرش چنین بود که لحظه‌ای از عمرش را با تو همدل باشد.
دیدگاه ها (۰)

تاسیان

آخرین لحظه‌ از زندگیم که یکی از دیدنم ذوق‌ زده شده: pov

«علف‌های نورستهبه جا نمی‌آورند درخت‌های کهن را..»

«لبخند زدم تا مبادا از ویرانی‌ام باخبر شوی..»

شیشه ای که عاشق سنگ بشهتقدیرش شکستنه.

پدرمای پشتیبان لحظه لحظه زندگی منبه خود می بالم که بر چنین د...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط