غریبه در حال عبور از جاده ای بی انتها بود
غریبه در حال عبور از جاده ای بی انتها بود
و زیر لب با خود می گفت :
جاده ی بیچاره
تو هیچوقت معنای عشق را نخواهی فهمید
و جاده در دل خود می گفت :
لعنت به این عشق
سال هاست که با التماس زیر پای تو افتاده ام
و برای برگشتت جاده شدم ولی تو هرگز نفهمیدی
و زیر لب با خود می گفت :
جاده ی بیچاره
تو هیچوقت معنای عشق را نخواهی فهمید
و جاده در دل خود می گفت :
لعنت به این عشق
سال هاست که با التماس زیر پای تو افتاده ام
و برای برگشتت جاده شدم ولی تو هرگز نفهمیدی
- ۱.۳k
- ۱۰ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط