{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسره به دختره که تازه باهاش دوست بود

پسره به دختره که تازه باهاش دوست بود

میگه : امروز وقت داری بیایی خونمون

دختره میگه : مامانم نمیزاره با چه بهونه ای بیام!!!

پسره : بگو میخوام برم اسنخر

دختره اومد خونه دوست پسرش

پسره : تو که اومدی استخر باید موهات خیس باشه

برو تو حموم موهاتو خیس کن

وقتی میره حموم پسره به دوستاش زنگ میزنه

پسره و دوستاش یکی یکی

این آخریه رفت حموم نه 1 ساعت نه 2 ساعت موند تو حموم

دیدن این دیر کرد رفتن حموم

و یهو دیدن پسره و دختره رگ دستشونو با هم زدند

و گوشه حموم افتادن و روی دیوار حموم

نوشته : نامردا خواهرم بود....

نفرین به تمام نامردای روزگار ...
دیدگاه ها (۲۰)

سلام دوستان خواهر آبجی فریبا بیمارستان هست لطفا همه باهم برا...

سلام دوستای خوبم شبتون بخیر لطفا نظر خودتون رو با یه کامنت خ...

اي كوه بي ملاحظه ي زير و رو شده يك عمر با پلنگ جوان روبرو شد...

الهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر انصاره ...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

نام: قرارداد نفرتPart:67عصر شده بود.جونگکوک از صبح درگیر کار...

دروغی که واقعی شد

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

رمان عشق مافیا پارت 12از زبان ا/ترفتم داخل نگهبان هم بیرون م...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

part47. . چند ساعت آینده همشون مشغول شنا کردن بودن و چندباری...

سناریو توکیو ریونجرز

ادامه قبلی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط