خوش برآمد به چمن با قدح زر نرگس

خوش برآمد به چمن با قدح زر نرگس

ساقیا باده که دارد سر ساغر نرگس

جام زر ده به صبوحی که چو نرگس به صباح

ریخت در جام بلورین می اصفر نرگس

سرش از ساغر می نیست زمانی خالی

همه سیم و زر خود کرد در این سر نرگس

زان چمن را همگی چشم بود بر نرگس

آسمانی است تو گویی به سر خویش که کرد

کرد خورشید به دیدار شش اختر نرگس

زان همه روزه به خواب است فرو رفته سرش
دیدگاه ها (۶)

‏شهردار شهر «ریزه» در ترکیه در پاسخ به فراخوان اردوغان برای ...

اینم از کارت خواستگاری.....

صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود...

جانوران

در عمق رویا روزها ، با یاد تو سر کرده امدر راه تو دردانه گل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط