پارت دوم

پارت دوم

قصرو سکوت پر کرده بود حتا صدای نفس های ندیمه ها و سربازان هم شنیده نمیشد.

هیونجین پوزخندی زد همون پوزخندی که دل همه اطرافیانش به جز پادشاه را به لرزه در اورد همه از اون میترسیدند اون ادم سرد و خشکی بود و این پوزخند عجیب را هیچ کس برلب هایش ندیده بود.

هیونجین با پوزخند که بر لب داشت زمزمه کرد

- پس بلخره وقتش رسید.

اون بدون هیچ حرفی به پادشاه تعظیمی کرد و از انجا خارج شد

در آن طرف دنیا پسری با موهای بور بلند چشم هایی به زیبایی کهکشان در حال گشت زدن در باغ بود او پسری لطیف و مهربان بود.

درسته لی فلیکس یکی از فرشته های باوفای خدا بود.

فلیکس از میان گل های زرد و قرمز باغ رد میشد لبخند زنان در حالی که خوشحال بود شروع کرد با خودش حرف زدن.

یعنی این بار گاد چه چیزی خلق کرده که جلسه مهمی تشکیل داده؟

اون پسر صدای بمی داشت برای همه جالب بود پسری به لطیفیه یه پر گل صدایی به ای بمی داشته باشد ولی خدا فلیکس را بی نقص خلق کرده بود.

فرشته ها وسط جنگل جمع شده بودن تا حرفای خدا در مورد افریده جدیدش را بشنون.

فلیکس هم به وسط جنگل رسید.

خدا لب زد

خ م ا ر ی

نویسنده sskkzz@
دیدگاه ها (۵)

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۸ آخرین کلاس قبل از ناهار تمام شد.فلیک...

the end-part 2

فرشته‌ی وحشی‌ منکاپل:هیونلیکس ژانر: امگاورس، ازدواج اجباری، ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_33فصل پانزدهم |...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و...p35ویو راویحدود نیم ساع...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:4#انتخاب_امنخونه‌ی ب...

جنگل نفرین شده پارت ۲۴(فکر کنم)

نمیدونم اسمش چیه:(

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 28پارک: باشه باشه تن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط