{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شخصی را ابراهیم اشتر پیش مختار آورد بنام هانی بن بعیث،مخت

شخصی را ابراهیم اشتر پیش مختار آورد بنام هانی بن بعیث،مختار از جا بلند شد و گفت به شکرانه اینکه امروز این حرامزاده را آوردید روزه میگیرم.
هانی بن بعیث با تعجب صدا زد مگر میدانی من چه کردم؟
مختار صدا زد،آری شنیدم وقتی امام حسین علیه السلام برمیگشت طرف خیمه ها درحالی که طفل شیرخواره اش را در آغوش داشت،توی ملعون تیری زدی که به گوش آن طفل معصوم اصابت کرد.
مختار دستور داد سیخی در گوش آن ملعون کردند که از گوش دیگر خارج شد و به درک واصل گردید.

📚مخزن البکاء(ملا صالح برغانی)


🎯🕊
@nahjul_balagheh
دیدگاه ها (۰)

امام حسین جانم هنوز بعد از قرن ها در غم مصيبت شما می سوزیم....

#یا_جناب_عباس_ابن_علی علیه السلام #یا_زهیر_ابن_قین#یا_حبیب_م...

از امام باقر و صادق عليه السّلام جهت زیارت عاشورا و دعای علق...

زراره بن اعین به آقا امام صادق علیه السّلام عرض کردم حق خداو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط