با تبسم های گرمت روز من آغاز شد

با تبسم های گرمت روز من آغاز شد

صبح آمد،خنده ات جاریست،لبخندت بخیر

#فرامرز_عرب_عامری
دیدگاه ها (۳)

شعر من آخرین امید من ستشعر گفتم که مال من باشیقهوه خوردم ،به...

من و یک لحظه جدایی ز توآن گاه حیات؟اینقدر صبر به عاشق نسپرده...

ماه منچهره براَفروزکه آمد شبِ عیدعید بر چهرهچون ماهِ تومی با...

-رفتم به او بگویم "من عاشقت شدم" را؛لرزیدم از نگاهش،گفتم "عج...

سلام صبح آخرین روز پاییزتون بخیر 🥰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط