مادر خطاب به کودک خردسالش

#مادر خطاب به کودک خردسالش:
هیچ میدونستی وقتی که اون شیرینی رو یواشکی بر میداشتی در تمام مدت خدا داشت تو رو نگاه میکرد؟
کودک: آره مامان جونم!
مادر: و فکر میکنی به تو چی میگفت؟
کودک: میگفت غیر از ما دو نفر کسی نیست، پس میتونی دو تا برداری!

خداوند.امید.شجاعان است،نه.بهانه.ترسوها
دیدگاه ها (۲۶)

شاید حالا که دیگر قرار نیستمال من باشی به من مربوط نباشد...ا...

ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﺩﺭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺭﻭﯼﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺧﻢ ﺷﻮ ﻭ ...

دوستم داریآرهقسم بخوربخدابگو به جون مادرم……………..سکوت …………آخ ...

ﺩﺭ ﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ اینگونه ﺷﮑﺎﺭ می کنند:ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ برنده...

نام فیک: مافیا جذاب منPart: 6می سو دنبال جونگکوک رفت. جونگکو...

Mine p.3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط