{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طولی نکشید که پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد: “پدر، به خ

طولی نکشید که پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد: “پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام”.*

*ساعت 4 صبح فردا مأمور اف.بی.آی و افسران پلیس محلی در مزرعه پدر حاضر شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند؟*

*پسرش پاسخ داد : “پدر! برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که می توانستم از زندان برایت انجام بدهم”.
دیدگاه ها (۲)

پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می ...

پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می ...

پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می ...

پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می ...

پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می ...

پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می ...

پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می ...

بخونیدحتماپيرمردي تنها در يکی از روستاهای آمريکا زندگي مي کر...

حتماااااااا بخونیدقشنگه پيرمردي تنها در يکی از روستاهای آمر...

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط