{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲

داشتیم حرف میزدیم که یهو ...

سونگ ووک اومد ، سونگ ووک کسیه که بهم میگه جونجه به کیا قلدری میکنه

سونگ ووک : جونگ آه سریع بیا جونجه داره به هیون قلدری میکنه

جونگ آه که میدونست کسی جز اون نمیتونه هیون رو نجات بده رفت کمک

سریع رفت ...

جونگ آه : جونگ آه هیون رو پشت سرش قایم کرد آه تو نمیخوای دست از این همه قلدری برداری ؟

جونجه : تا وقتی فرشته نجات به این زیبایی هست نه ...

جونگ آه : ممنون از تعریفت اما قبل از اینکه عصبانی بشم دست از این قلدری ها بردار ...

جونجه : اگه بر ندارم ؟؟

جونگ آه : خودت بد میبینی‌

جونجه : آخی جوجه به این کوچیکی میخواد من رو ادب کنه 😂

جونگ آه : اَهه از من گفتن بود هر جور میخوای فکر کن هیون برو سر کلاست

هیون : مرسی جونگ آه :) 🙂

جونگ آه : خواهش ( چون همه دورشون جمع شده بودن گفت ) خب دیگه بسه تماشا نکنین بهتره بریم سر کلاس الان معلما میان ...

همه رفتن سر کلاس

نیکا و جیهون : جونگ آه واقعا ازش نمیترسی ؟

جونگ آه : هه نه بابا من که بوکسور هستم از چیه اون بترسم
بخوام میتونم تو یه حرکت راهیه بیمارستانش کنم


میدونم بد شد 🫠
اما امیدوارم خوصتون اومده باشه
😆
ببخشید بیبی های من این پارت چیزی به ذهنم نرسید ولی پارت بعدی چیزای خوبیه
خیلی طول نمیکشه پارت بعدی هم میزارم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳ جیهون و نیکا : او چه مغرور و شجاع جوگ آه : هی من مغرو...

عاشقان حسود پارت ۴ این پارت رو چند بار گذاشتم پاک شد ببخشید....

پارت ۱ *ویو جونگ آه*صبح با سر درد بدی بیدار شدم لعنتی حتما ب...

شلام خوشملا میخوام یه رمان بنویسم بهم بگید خوبه یا نه ایده خ...

عاشقان حسود پارت ۹ اجوما : او .. پسرا اومدین ... بیاین سر می...

عاشقان حسود پارت ۱۰زبونش رو دراورد و گفت جونگ اه : هیی نگاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط