{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم

احساس می کنم که شدم مبتلای تو

برگرد و هر چقدر دلت خواست بد بگو

دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

از قول من بگو به دلت نرم تر شود

بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :

یک آسمان ، بهانه ی باران برای تو

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو


ا
دیدگاه ها (۳)

دوست داشتن را آن رفیق مجازی برایم تعریف میکنداو که نه با رنگ...

سلام به بچه های ویس .دلم میخواد تعداد لایکام و کامنتام به ۱۰...

باید خیانت ڪنے............!!.......... تا دیوونه ات باشن...!...

مدتهاست که دیگر شب ، شب نیست!همان ادامه روز استکمی تاریک تر ...

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای توگفتم که یک غزل بنویسم برای تو....

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط