Forest Vampire
Forest Vampire
Part 2
ناظم. بچه ها رسیدیم پیاده شین
( بچه ها پیاده شدن و چمدون هاشونو یه گوشه کنار هم چیدن به کمک مراقبا و راهنما های اردوگاه چادر زدن)
ناظم. خوب بچه ها امید وارم بهتون خوشبگذره و نهایت لذت رو از این محیط زیبا ببرین
ا/ت. جای قشنگیه (لبخند کم رنگ
یونا. تازهه قرار بیشتر بشهه
مینسو. بچه ها بیاین ناهار بخوریمم
نوا. توام که همش به فکر شکمتی (خنده
مینسو. خوب گشنمه عهه (خنده
بعد از ناهار
مینسو. بچه ها یه چیز جالب کشف کردم
یونا. چییییی؟
مینسو. وقتی میخاستم از راهنما یکم قارچ بگیرم اتفاقی حرفاشونو با ناظم شنیدم که میگفت مراقب بچه هاتون باشین که به طرف جنگل نرن خطرناکه و این حرفا
نوا. خوب که چی؟ (پوکر
مینسو. خفهه تازه قسمت جالبشم اینه که گفت هزاران ساله که کسی تا حالا جرعت نکرده حتی پاشو تو ون جنگل بزاره
یونا. مگه ون جنگل چی داره؟
مینسو. منم نمیدونم ولی خیلی کنجکاو شدم ببینم چی تو ون جنگل هست که کسی جرعت نکرده تا حالا بره ونجا
نوا. ووو ترسناک شد
مینسو. دقیقا
ا/ت. نکنه به سرتون بزنه برینا حتما یه دلیلی داره که میگن نرین دیگه بیخود که یه حرفو نمیزنن
مینسو. وووو ا/ت انقد ضد حال نزن دیگههه اینا همش خرافاته مطمنم تو ون جنگل هیچ چیزی نیست و ونا فقط دارن چرت میگن تا ما نریم ونجا
نوا. شاید منم حس کنجکاویم حسابی گل کرده دلم میخاد برم تو ون جنگل
یونا. منم همینطور
مینسو پس بیاین شب بعد از حضور غیاب چادر ها همه که خوابیدن بریم جنگل
ا/ت. من نمیام
یونا. بیخود توام میای
ا/ت. نمیخامم عههه نگه زوره؟
یونا. اره زورهه
ا/ت. پوکر نگاش کرد
ا/ت. نمیترسین اخر شب میخایین برین جنگلی که هزاران ساله کسی ونجا نرفته؟
نوا. چرا یکم میترسم ولی حسم کنجکاویم از ترسم بیشترهع
مینسو. تازه کلیمم هیجان داره من عاشق هیجانم
یونا. ا/ت. بیا دیگه
ا/ت. هعیی شما که منو تا اینجا کشوندین اینم روش باشه ولی من میترسم نباید از کنارم تکون بخورین یا بترسونیم
همه باشههه
ادامه دارد.....
Part 2
ناظم. بچه ها رسیدیم پیاده شین
( بچه ها پیاده شدن و چمدون هاشونو یه گوشه کنار هم چیدن به کمک مراقبا و راهنما های اردوگاه چادر زدن)
ناظم. خوب بچه ها امید وارم بهتون خوشبگذره و نهایت لذت رو از این محیط زیبا ببرین
ا/ت. جای قشنگیه (لبخند کم رنگ
یونا. تازهه قرار بیشتر بشهه
مینسو. بچه ها بیاین ناهار بخوریمم
نوا. توام که همش به فکر شکمتی (خنده
مینسو. خوب گشنمه عهه (خنده
بعد از ناهار
مینسو. بچه ها یه چیز جالب کشف کردم
یونا. چییییی؟
مینسو. وقتی میخاستم از راهنما یکم قارچ بگیرم اتفاقی حرفاشونو با ناظم شنیدم که میگفت مراقب بچه هاتون باشین که به طرف جنگل نرن خطرناکه و این حرفا
نوا. خوب که چی؟ (پوکر
مینسو. خفهه تازه قسمت جالبشم اینه که گفت هزاران ساله که کسی تا حالا جرعت نکرده حتی پاشو تو ون جنگل بزاره
یونا. مگه ون جنگل چی داره؟
مینسو. منم نمیدونم ولی خیلی کنجکاو شدم ببینم چی تو ون جنگل هست که کسی جرعت نکرده تا حالا بره ونجا
نوا. ووو ترسناک شد
مینسو. دقیقا
ا/ت. نکنه به سرتون بزنه برینا حتما یه دلیلی داره که میگن نرین دیگه بیخود که یه حرفو نمیزنن
مینسو. وووو ا/ت انقد ضد حال نزن دیگههه اینا همش خرافاته مطمنم تو ون جنگل هیچ چیزی نیست و ونا فقط دارن چرت میگن تا ما نریم ونجا
نوا. شاید منم حس کنجکاویم حسابی گل کرده دلم میخاد برم تو ون جنگل
یونا. منم همینطور
مینسو پس بیاین شب بعد از حضور غیاب چادر ها همه که خوابیدن بریم جنگل
ا/ت. من نمیام
یونا. بیخود توام میای
ا/ت. نمیخامم عههه نگه زوره؟
یونا. اره زورهه
ا/ت. پوکر نگاش کرد
ا/ت. نمیترسین اخر شب میخایین برین جنگلی که هزاران ساله کسی ونجا نرفته؟
نوا. چرا یکم میترسم ولی حسم کنجکاویم از ترسم بیشترهع
مینسو. تازه کلیمم هیجان داره من عاشق هیجانم
یونا. ا/ت. بیا دیگه
ا/ت. هعیی شما که منو تا اینجا کشوندین اینم روش باشه ولی من میترسم نباید از کنارم تکون بخورین یا بترسونیم
همه باشههه
ادامه دارد.....
- ۷.۳k
- ۳۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط