swim with me
swim with me 👅
#swim_with_me
𝑷𝑻 7
ویو ات:
پاشدم رفتم یه سوجو برداشتم و بطریو کاملا سر کشیدم بعد چند دقیقه دیگه اختیارم دست خودم نبود زدم زیر گریه.
صدای تیک تاک ساعت، گذشته، روابط....حسادت...مالکیت...و اون... ماشینا، خیابون، بوق ماشینا، شب.... و بازم اون.... کیه؟
ویو هوپی:
رفتم دفتر مدیر لی در زدم.
لی: بیا تو
_ مدیر... خواستم از ات خبر بگیرم چرا چند روزه نمیاد مدرسه؟
لی: راستش بهش زنگ زدم اما جواب نداد
_چی؟ حداقل میشه ادرسشو بدین من برم؟
لی: اما... باشه...
_ممنونم.
سریع دویدمو از مدرسه بیرون رفتم و سمت خونه اش راه افتادم.
رسیدم و در زدم اما جوابی نشنیدم
_نوتلا خانوم؟
_ات؟ خونه ای؟ لطفا درو باز کن
دو دقیقه بعد ات با چشمای اشکی درو باز کرد.
_ات!؟ خوبی؟
=هوسوکا....
_چیشده؟
هویج:
دختر هوسوکو داخل کشید و محکم بغلش کرد
=شبیه اونی...
_اون؟ کی؟
دختر که تو چشماش برق امید بود صورت هوسوکو تو دستاش گرفت.
=اون؟ نمیدونم اون کیه... ولی تو اونی...من مطمئنم
_اسمش چیه؟
=نمیدونم ولی میدونم تو اونی هوسوکا...
دختر یهو لب هاشو روی لب های پسر فشار داد و پسر شکه و خشکش زده بود اما بعد بوسیدش لب هاش مزه سوجو میدادن.
وقتی عقب کشید بهش نگاه کرد.
_تو مستی...
=تو همونی.... طرز بوسیدنت مثل اونه مطمئنم...
_نمیفهمم...
.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم یه پارت گشنگام🦭
لایک: ۲۵
کامنت: ۱۵
بازنشر: ۵
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
#swim_with_me
𝑷𝑻 7
ویو ات:
پاشدم رفتم یه سوجو برداشتم و بطریو کاملا سر کشیدم بعد چند دقیقه دیگه اختیارم دست خودم نبود زدم زیر گریه.
صدای تیک تاک ساعت، گذشته، روابط....حسادت...مالکیت...و اون... ماشینا، خیابون، بوق ماشینا، شب.... و بازم اون.... کیه؟
ویو هوپی:
رفتم دفتر مدیر لی در زدم.
لی: بیا تو
_ مدیر... خواستم از ات خبر بگیرم چرا چند روزه نمیاد مدرسه؟
لی: راستش بهش زنگ زدم اما جواب نداد
_چی؟ حداقل میشه ادرسشو بدین من برم؟
لی: اما... باشه...
_ممنونم.
سریع دویدمو از مدرسه بیرون رفتم و سمت خونه اش راه افتادم.
رسیدم و در زدم اما جوابی نشنیدم
_نوتلا خانوم؟
_ات؟ خونه ای؟ لطفا درو باز کن
دو دقیقه بعد ات با چشمای اشکی درو باز کرد.
_ات!؟ خوبی؟
=هوسوکا....
_چیشده؟
هویج:
دختر هوسوکو داخل کشید و محکم بغلش کرد
=شبیه اونی...
_اون؟ کی؟
دختر که تو چشماش برق امید بود صورت هوسوکو تو دستاش گرفت.
=اون؟ نمیدونم اون کیه... ولی تو اونی...من مطمئنم
_اسمش چیه؟
=نمیدونم ولی میدونم تو اونی هوسوکا...
دختر یهو لب هاشو روی لب های پسر فشار داد و پسر شکه و خشکش زده بود اما بعد بوسیدش لب هاش مزه سوجو میدادن.
وقتی عقب کشید بهش نگاه کرد.
_تو مستی...
=تو همونی.... طرز بوسیدنت مثل اونه مطمئنم...
_نمیفهمم...
.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم یه پارت گشنگام🦭
لایک: ۲۵
کامنت: ۱۵
بازنشر: ۵
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
- ۳۲۷
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط