{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم 

امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم 
از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریم 
آوار پریشانی ست ، رو سوی چه بگریزیم ؟
هنگامه حیرانی ست ، خود را به که بسپاریم ؟
تشویش هزار آیا ، وسواس هزار اما 
کوریم و نمیبینیم ، ورنه همه بیماریم 
دوران شکوه باغ از خاطره مان رفته ست 
امروز که صف در صف خشکیده و بی باریم 
دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را 
تیغیم و نمیبریم ، ابریم و نمیباریم 
ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
گفتند که بیدارید ، گفتیم که بیداریم 
من راه تو را بسته ، تو راه مرا بسته 
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه ت...

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی، نه تاب س...

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه میل سخن...

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی، نه تاب سخ...

دیوااااار. .از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت ...

از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه ت...

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه میل سخن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط