{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم

یاد ایامی که در گلشن ،فغانی داشتم
در میان لاله و گل ،آشیانی داشتم

گرد آن شمع طرب ،می‌سوختم پروانه‌وار
پای آن سرو روان ،اشک روانی داشتم

آتشم بر جان ؛ولی از شِکوه، لب خاموش بود
عشق را از اشک حسرت ،ترجمانی داشتم

در خزان با سرو و نسرینم ،بهاری تازه بود
در زمین با ماه و پروین ،آسمانی داشتم

درد بی‌عشقی ،ز جانم برده طاقت ورنه من
داشتم آرام ،تا آرام ِ جانی داشتم... 💞 #رهی_معیری💞
💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞
دیدگاه ها (۱)

دل را نگاهِ گرم تو ،دیوانه می‌کندآیینه را ،رخِ تو پریخانه می...

‏یه بارموقع خداحافظی یکی بجای تعارفات معمول وآرزوی موفقیت،به...

به کسی که با تو هر شب،همه شوق گفت وگو بود... چه رسیده است کا...

تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی اندوه بزرگی ست زمانی که ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط