یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
یاد ایامی که در گلشن ،فغانی داشتم
در میان لاله و گل ،آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب ،میسوختم پروانهوار
پای آن سرو روان ،اشک روانی داشتم
آتشم بر جان ؛ولی از شِکوه، لب خاموش بود
عشق را از اشک حسرت ،ترجمانی داشتم
در خزان با سرو و نسرینم ،بهاری تازه بود
در زمین با ماه و پروین ،آسمانی داشتم
درد بیعشقی ،ز جانم برده طاقت ورنه من
داشتم آرام ،تا آرام ِ جانی داشتم... 💞 #رهی_معیری💞
💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞
در میان لاله و گل ،آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب ،میسوختم پروانهوار
پای آن سرو روان ،اشک روانی داشتم
آتشم بر جان ؛ولی از شِکوه، لب خاموش بود
عشق را از اشک حسرت ،ترجمانی داشتم
در خزان با سرو و نسرینم ،بهاری تازه بود
در زمین با ماه و پروین ،آسمانی داشتم
درد بیعشقی ،ز جانم برده طاقت ورنه من
داشتم آرام ،تا آرام ِ جانی داشتم... 💞 #رهی_معیری💞
💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞
- ۸۱۶
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط