{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فدای تو همه چیزم اگرچه ناقابل

.
فدای تو همه چیزم اگرچه ناقابل
حقیقت است، حقیقت، نشسته ای در دل
خدا خودش دل ما را به جنبش آورده
شبیه ماهی کوچک که می زند دل دل
بهار می شود آن دم که تو نفس بکشی
عجیب نیست که گُل سر بر آورد از گِل
همیشه نزد همیم و همیشه داشته ایم
تو در درون من و من درون تو منزل
من آن عاشق پر از شوکتم که بی غَمِ تو
نبوده دبدبه و افتخار او کامل
اگرچه کوه بزرگی میان ما باشد
غرور کوه به یک بوسه می شود باطل
پس میبوسمت دمادم
دیدگاه ها (۴۴)

تا نگه کردم به چشمانت،,,,نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،...

بین خودمان باشد عاشق که شدم مُردماو خیره به من زُل زد من نیز...

این چنین درد به جانم زده ای یعنی چه؟؟شعله بر روح و روانم زده...

نیمه جان،چرخ زنان،توبه کنان عاشق شدداد و بیداد دلم در رمضان ...

تک پارتی از هان (عشق در نوع سایه) درخواستی

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط