{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم
به پشت سرم نگاه کردم
جاهایی که از خوشی ها حرف زده بودیم دو ردپا بود
و
جاهایی که از سختی ها حرف زده بودیم جای یک ردپا بود
به خدا گفتم در سختی ها کنارم نبودی؟
گفت آن ردپایی که میبینی من هستم؛
تو را در سختی ها به دوش می کشیدم!!
خدایاااااااا بی نظیری
دیدگاه ها (۱)

...

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴـــــــــــﺮﺍ ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﯾﺸﻮ ﻗﺪﺷﻮﻥ . . . ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻌﺮﻓﺘﺸﻮﻥ...

اهل کجــــا بودنــت مهــم نیـــست اهل و بجـــا بودنـــت مهـ...

✿ من یک دخترمــــــــــ نه یڪ مانکن فروشگاه, نه یک وسیله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط