{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوردیم چو گنجشک

خوردیم چو گنجشک
به دیوار بلورین ...
پنداشته بودیم که؛
این پنجره باز است

#سید_حسن_حسینی
دیدگاه ها (۳)

هرچه میگویی ڪه بگذردوری از "او" بهتر استفال حافظ بازبا شعری ...

منتظرم...یک نفر بیاید که حواسش یک سره در حیاط خیال من ول بچر...

من باخیالت زنده ام تو بیخیالم رفته ایماهی اگر دریا نشد با تن...

منت نمیکشیم که درمانمان کنند؛وقتی که هست مشهد اربابمان رضا! ...

| شغل اجدادی |

باز کن پنجره رامن تو راخواهم برد،به سرِ رود خروشان حیات،آب ا...

لحظه‌ایو پس از آن، هیچ.پشت این پنجره شب دارد می‌لرزد,و زمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط