{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگم هشتاد و خرده ای

مادربزرگم هشتاد و خرده ای
سال عمر کرد!

این آخریا هر موقع
میدید ناراحتیم....

بهمون میگفت:
"من تا تهشو دیدم" !
تهش هیچی نیست.
بیخودی "" غصه نخور""...... 🍃
دیدگاه ها (۲)

قد پاهای خودت کفش به پا کن گل من#علیرضا_آذر

‌تا زلف دو تای تو بلای دل ما شدسودای دل ما که یکی بود دو تا ...

یک قفل زدم بر دل و پیمانه شکستم ساقی نظر انداخت، به میخانه ن...

وقتى يه زن بهت ميگه:برو هركارى ميخواى بكنى بكناون كارى كه مي...

حکایت

ادامه

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط