the marriage of shadows
-----------------------------------
the marriage of shadows
-----------------------------------
☆PART:9★
__________________________________________________________________
-فلش فوروارد به پارتی-
"ویو کارینا"
'دو ساعتی میشد که رسیده بودیم،از اون موقع تا الان اصلا تهیونگ نزاشت که از کنارش جُم بِخُرَم،اما الان ۵دقیقهای میشد که رفته بود پیش چندتا از دوستاش،بهم گفت از جام تکون نخورم،ولی واقعا دستشویی داشتم،تهیونگ هم معلوم نبود کجا رفته،پس بلند شدم و با کمک تابلوهای راهنما به سمت سرویس بهداشتی رفتم...
'دستمو شستم،به صورتم آبی زدم،میکاپم رو تمدید کردم و موهامو مرتب کردم،از سرویس خارج شدم و به سمت جایی که نشسته بودیم رفتم...
'وقتی رسیدم،با صورت و چشمای قرمز تهیونگ مواجه شدم،که معلوم بود از روی عصبانیته،کم پیش میاد اینطوری بشه،ولی اگه اینجوری صورت و چشاش قرمز بشن یعنی،بشدت عصبانیه و هرکاری از دستش برمیاد...
+ت...تهیونگ(مضطرب)
_کجا بودی؟(خشمشو کنترل کرد)
+رفته بودم سرویس بهداشتی...
_مگه نگفتم بهم بگو؟
+ببخشید،اخه هرچی گشتم پیدات نکردم...
_ساکت شو...
+...
_بریم
+ا...اما هنوز پارتی تموم نشده...
_گفتم(چشماشو بست)بریم...
+ب...باشه
"ویو کارینا"
'با همدیگه سوار ماشین شدیم...
'تهیونگ خیلی سریع میروند،میدونم عصبی بود ولی اون میدونست که از سرعت زیاد ماشین میترسم...
+ت...تهیونگ
_...
+تهیونگ(داد)
_چته(داد)
+لطفا آروم برون...میترسم(بغض)
'کمکم سرعت ماشین رو کم کرد،بعد از چند دقیقه،کنار جاده ایستاد،از ماشین پیاده شد،به کاپوت ماشین تکیه داد و سیگارشو روشن کرد...
'از ماشین خارج شدم و به سمتش رفتم،سیگار رو از دستش کشیدم و زیر پام لِهِش کردم...
+بهت گفتم سیگار نکش،ضرر داره(آروم)
_...
'دستشو گرفتم...
+تهیونگشی،ببخشید،باید پیدات میکردم و بهت خبر میدادم،نبایدم اینقدر طولش میدادم...
-ادامه دارد...-
------------------------------------------------------------------------------------------
=برای پارت بعد،۵ لایک=
------------------------------------------------------------------------------------------
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
the marriage of shadows
-----------------------------------
☆PART:9★
__________________________________________________________________
-فلش فوروارد به پارتی-
"ویو کارینا"
'دو ساعتی میشد که رسیده بودیم،از اون موقع تا الان اصلا تهیونگ نزاشت که از کنارش جُم بِخُرَم،اما الان ۵دقیقهای میشد که رفته بود پیش چندتا از دوستاش،بهم گفت از جام تکون نخورم،ولی واقعا دستشویی داشتم،تهیونگ هم معلوم نبود کجا رفته،پس بلند شدم و با کمک تابلوهای راهنما به سمت سرویس بهداشتی رفتم...
'دستمو شستم،به صورتم آبی زدم،میکاپم رو تمدید کردم و موهامو مرتب کردم،از سرویس خارج شدم و به سمت جایی که نشسته بودیم رفتم...
'وقتی رسیدم،با صورت و چشمای قرمز تهیونگ مواجه شدم،که معلوم بود از روی عصبانیته،کم پیش میاد اینطوری بشه،ولی اگه اینجوری صورت و چشاش قرمز بشن یعنی،بشدت عصبانیه و هرکاری از دستش برمیاد...
+ت...تهیونگ(مضطرب)
_کجا بودی؟(خشمشو کنترل کرد)
+رفته بودم سرویس بهداشتی...
_مگه نگفتم بهم بگو؟
+ببخشید،اخه هرچی گشتم پیدات نکردم...
_ساکت شو...
+...
_بریم
+ا...اما هنوز پارتی تموم نشده...
_گفتم(چشماشو بست)بریم...
+ب...باشه
"ویو کارینا"
'با همدیگه سوار ماشین شدیم...
'تهیونگ خیلی سریع میروند،میدونم عصبی بود ولی اون میدونست که از سرعت زیاد ماشین میترسم...
+ت...تهیونگ
_...
+تهیونگ(داد)
_چته(داد)
+لطفا آروم برون...میترسم(بغض)
'کمکم سرعت ماشین رو کم کرد،بعد از چند دقیقه،کنار جاده ایستاد،از ماشین پیاده شد،به کاپوت ماشین تکیه داد و سیگارشو روشن کرد...
'از ماشین خارج شدم و به سمتش رفتم،سیگار رو از دستش کشیدم و زیر پام لِهِش کردم...
+بهت گفتم سیگار نکش،ضرر داره(آروم)
_...
'دستشو گرفتم...
+تهیونگشی،ببخشید،باید پیدات میکردم و بهت خبر میدادم،نبایدم اینقدر طولش میدادم...
-ادامه دارد...-
------------------------------------------------------------------------------------------
=برای پارت بعد،۵ لایک=
------------------------------------------------------------------------------------------
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
- ۱۱.۰k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط