dark life = 14

و بعد، در کسری از ثانیه، دست راستش مثل شلاق بالا آمد و با تمام قدرت روی گونهٔ راست ات فرود آمد.

صدای سیلی آنقدر بلند و وحشیانه بود که حتی دو نگهبان بی‌احساس هم کمی به خودشان لرزیدند. سر ات با شدت به سمت چپ پرتاب شد. دنیا دور سرش چرخید. ستاره‌های ریز و درشتی جلوی چشمانش رقصیدند. مزهٔ گرم و نمکی خون بلافاصله گوشهٔ لبش را پر کرد. پوست لطیف و سفید گونه‌اش انگار آتش گرفته بود. اشک بی‌اختیار از چشمانش سرازیر شد. نمی‌توانست فریاد بزند. شوکه شده بود. هیچکس تا به حال به او سیلی نزده بود، چه برسد به این وحشیانه.

اما تهیونگ تمام نکرده بود. دستش هنوز توی موهای ات بود. سرش را دوباره به سمت خودش کشید و با خشونت به چشمان اشک‌آلودش خیره شد. «ببین، ات...» صدایش هنوز آن زمزمهٔ یخ‌زده و کنترل‌شده بود، که از فریاد کشیدن هزار بار ترسناک‌تر بود. «من خیلی وقته که عاشقتم. از همون روز اول که با اون کت سفید مسخره‌ات وارد اتاق شدی. اما عشق من، مثل بقیهٔ آدم‌ها نیست. عشق من... مالکیت محضه. تو مال منی. بدنت، ذهنت، روحت، حتی اون نفس‌های کوچولویی که می‌کشی... همش مال منه. و من از چیزهایی که مال خودم باشن، خیلی خیلی خوب مراقبت می‌کنم. اما اگه اون چیزها بخوان ازم فرار کنن یا بهم "نه" بگن...» دستش را توی موهای ات محکم‌تر پیچاند، طوری که ات از درد ناله‌ای کرد، «...اونوقت مجبورم می‌کنن که تنبیهشون کنم. و باور کن، از تنبیه کردنشون بیشتر از هرچیزی توی دنیا لذت می‌برم»
دیدگاه ها (۵)

𝖕𝖆𝖗𝖙12سوهو همان شب دوباره سراغش آمد.مارال در اتاقش بود. داشت...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۸ (از زبان راوی)(هشدار...

𓆩 پارت ۶۸ 𓆪 🖤ات با ناباوری به مرد خیره شد.— تو از کجا منو می...

#ShadowsoRegretتک پارتی در خواستی از تهیونگ و آتتهیونگ:کردی ...

دو پارتی از جی صدای موسیقی توی اون سالون خیلی بلند بود، از ا...

چند پارتی تهیونگ

چندپارتی جونگ کوک

جادویی به نام عشق

پارت ۱۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط