{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم گفت که عاشق نشوی، گفتم:چشم!

مادرم گفت که عاشق نشوی، گفتم:چشم!
چشم های تو مرا بی خبر از چشمم کرد
.
دیدگاه ها (۱)

مگر می توانتو را دوست نداشت؟!مثل اینکهبه پرنده بگوییپرواز نک...

می دانی چیست؟!!فکر می کنم سلول های دوست داشتنت "سرطانی" هستن...

هزار بار هم کهاز این شانه به آن شانه بغلتی،این شبصبح نمی شود...

هزار بار هم کهاز این شانه به آن شانه بغلتی،این شبصبح نمی شود...

عشق آن است که خیابان به خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سرِ ی...

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

خدا کند که ' تو' را از بلا نگه دارد...‌همان خدا که مرا مبتلا...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

🕊✍️دلنوشته های " ندا " 🕊در دو چشم تو نشستم؛به تماشای خودم .ک...

اینجا مرتیکه گوشیو کرد تو تخم چشمم تا بهش شماره بدم منم گوشی...

و شعري که مرا تکان داد، چشمِ تو بود.

چشم های عاشقسریال:#هنوز_۱۷_سالشه #سریال_ترکی

و چشم‌های هرکس به نظرم زیبا بود انگار چیزی که زیباشان می‌کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط