{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انقدر به آدمای اطرافم بی اعتماد شدم ک میترسم وقتی از شادی

انقدر به آدمای اطرافم بی اعتماد شدم ک میترسم وقتی از شادی به بالا میپرم زمین را از زیر پایم بکشند
دیدگاه ها (۱)

😛 😛 😛

😔 😔

👎 👎 👎

👍 👍

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ویو ا. تنمیدونم چ...

رمان دخت من

خب...بر خلاف روز های دیگه خالتون امروز سرحال نیست..امروز با ...

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

وقتی عموت بود

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط