{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-کنار پنجره سیگار میکشید خسته بود..

-کنار پنجره سیگار میکشید خسته بود..
انقد خسته بود که یادش رفت بعد آخرین پوک سیگار را به پایین پرت کند،نه خودش را..
دیدگاه ها (۱)

-قول عه موندن ندین بد عین اسب سرتونو بندازید و برید مرسی!!

و ما که گریه نکردیم!گریه؟نه!کردیم به ما چه مرد نباید که...ما...

در زندگی زخم هایی هستاین دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد،چ...

بی هوا در هَوایتبی تو باخاطِراتَتدرکوچه پَس کوچه های خیالَت ...

ادیت خودم اصکی به شرط آیدی اوکیه

ویسکون بسیار عذاب آور است در پست کردن ویدیو ها جوریی که همین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط