{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منتظر

منتظر
آن شب بارانیم
شعله بگیرد
غم پنهانیم
کاش بیائی و بسوزانیم
شعله شوم ، باد برقصانیم

منتظر آن شب ظلمانیم
باز تو از عشق بترسانیم
بر خاطرت باز بچرخانیم
غم شوم از درد پریشانیم

منتظر آن شب طوفانیم
درد بگیرد دل بارانیم
باز بگوئی که نمی مانیم
دانم و ای عشق نمی دانیم
خسته ام ای کاش بمیرانیم

منتظر
آن شب بارانیم.....................................
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

بی تو در زمزمه ی دردپریشانم از عشقتک و تنها مانده امبا غم با...

بعضی ها هرچی بشهغم ندارنمثل اینه که توی دنیا چیزی کم ندارنزن...

من از رقص سما مرگ در حریم روشن یک شمع فهمیدم بهای عاشقی گذشت...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۲3

جانگ با دست‌هایی که از شدت هیجان و فشار می‌لرزید، دستش را زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط