{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب که شب نیست ولی

شب که شب نیست ولی
خوابِ آرامت خوش ..

بعدِ تو باران ها
تندیِ طوفان ها
تلخیِ قهوه ی شب دوری و درد
خوابمان را بردند ...

خوش بخوابی جانم
با خیالاتِ وخیمی که پر است از عطرت
تا سحر پشتِ نمِ پنجره ها
جان به لب میمانم ...

خوابِ آرامت خوش ...♓ ️
دیدگاه ها (۲)

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p33درست جلوی همون دیواری که نینا پشتش پنه...

پارت ۳۴ (هشدار کارای زیرپتویی و عذرخواهی بخاطر یک هفته.. شای...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

Otagh baghli Part 55«ویو جونگکوک‌»جرعه ای از قهوه ام خوردم و...

چند پارتی درخواستی

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت بیست‌ویکم: خلع‌سلاحِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط