{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب که شب نیست ولی

شب که شب نیست ولی
خوابِ آرامت خوش ..

بعدِ تو باران ها
تندیِ طوفان ها
تلخیِ قهوه ی شب دوری و درد
خوابمان را بردند ...

خوش بخوابی جانم
با خیالاتِ وخیمی که پر است از عطرت
تا سحر پشتِ نمِ پنجره ها
جان به لب میمانم ...

خوابِ آرامت خوش ...
دیدگاه ها (۱)

نگرانم و این درد کمی نیستنگرانمو این ربطی به تو ندارد که معش...

ای کاش هیچوقت دوستت نداشتمای کاش هیچوقت عشقت را باور نمیکردم...

رفتیمن ماندم و کلی کار نیمه تمام؛نگاهی بر چشمعطری بر مشامبوس...

هرگز نباید بخشیدکسی راکه به دروغ تو را کنارِ دلش نگه می دارد...

---ماه و شبحپارت هجدهم | شب‌های بی‌صدادو هفته از مرگ خانم کی...

نورا همیشه با حسِ بازگشت از جایی دور از خواب بیدار می‌شد، نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط