{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیخواب شده ام...

بیخواب شده ام...
نمیدانم چیست این عشق..
شاید همین به اغوش کشیدنت در خیال...
شاید عشق بازی با تو تا صبح...
شاید بوییدن گیسوانت ای خاتون من....
هر چه هست،خوب است...
هر چه هست دوستش میدارم...
با تو،تا خوده طلوع خورشید روی این تخت یک نفره زندگی خواهم کرد و ما زمانی که پیچ و تابمان یکی میشود زیبا ترین چهار پای عالمیم....
و من بوسه بوسه خواهم کاشت روی جای جای بدنت...
نمیدانم تنت کدامین آتشفشان عالم است که هرم داغی اش مهر سکوتی بر لبانم میزند...
و من مشتاق تر نفوذ خواهم کرد به این تن عریان...
تا شاید روزی این خیال، طعم حقیقت بگیرد
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆⁴سه شنبه بود‌.کارات رو تموم کردی و آماده رفتن به خونه...

پیمان نقره ای

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷بوسه تموم شد.ولی هیچکد...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓‌Part 26چند روز از آخرین درگیری گذشته بود.برای اول...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

نميدانم از چيدن سيب حواروگردان شدييا دلتهواي حواي ديگري دار...

روزی خواهد رسیدنه چندان دوردرهمین زمستانکنج کافه رز خواهم نش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط