{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART9

PART9
+باید یکم درکم کنی دقتی ی نفر انقد شوکه میشه حق داره ک اینجوری کنه
و همینطور باید ببخشیم ببخشی ک سرت داد زدم
_: لبخندی زدم و سفت و محکم بغلش کردم
دوصت دارممم هاجون شیی(باحالت کیوت و صدای نازک)
+هیهیهی منم دوصت دارم
(اهنگی ک داره پلی میشه: دوصت دارم دوصت دارم ب چه زبونی بت بگم)
_موچ(بوصش کرد هچی نی) خوابم میاددد
+بریم بخوابیم
_بریممم
_: بلندم کردو بردم تو اتاق (عسکشو میزارم چجوری بردش)
10مین بعد:
+عایی چقد گرمه
_عاره خیلیی
(هاجون شروع ب دراوردن لباس خود کرد)
واووو بازم این بدن رو دیدم
+خخخخ...
(هوان شروع ب دراوردن لباس خود کرد)
+من این بدنو میخوامممم(منم میخوام پدصگگگگ)
_بیا برای تو
اینجا دستاشو باز میکنه و هاجون میاد میندازتش رو تختو بغلش میکنه بعد بوصش میکنه، بازوشو میماله، نگاش میکنه، کارای خاک توسری.. هیععع میکنه بعدش بغلش میکنه و ب خودش میچسبونتش،پیشونیشو بوص میکنه،و لبخند ملیححح
(میخواستم حاملش هم بکنم منتحا دیدم نمیشه... عاره دیه)
بعدش میخوابن

صب:

+از خواب بیدار شدم و دیدم هنوز تو بغلم خوابه ی بوسه روی پیشونیش گزاشتم
خیلی بامزه خابیده بود
خاستم برم ک دست محکمی گرفتم نزاشت برم
_نرو
+هومم؟
_از پیشم نرو
+عاا... باشه
هنوزم سرت درد میکنه؟
_نه.. حالم خوبه
+پس(سرشو جلو بردو...)
_: واقعا بوسه هاش ارامش بخش بود
این ک میتونستم هرروز خودشو بوسه هاشو داشته باشم برام واقع نشدنی بود
+پاشو بریم
الان مامانم یهویی میاد
_باشه
(ی حالت خیمه طور داشتن ک هوان بازو های هاجون رو گرفته بود)
✓اوپا.....هیععع


#فیک
#تاریخی
#کره_جنوبی
دیدگاه ها (۰)

(جوری ک هاجون هوان رو برد تو اتاق)

PART10اخر~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~&اونی.. چ.. چرا لختی.. بعدم...

میخوام مهربون باشمپارت 9 رو میزارمتصمیم گردم فیک رو دوفصلی ک...

اگه پارت هشت 20 تا لایک خورد پارت 9گزاشته میشه🙂

رمان غریبه کوچولو

رمان غریبه کوچولو

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط