{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو یه عصر برفی رفته بودی قدم بزنی که تهیونگ رو روی نیمکت

تو یه عصر برفی رفته بودی قدم بزنی که تهیونگ رو روی نیمکت میبینی.ذوق زده میری پیشش و سلام میکنی.

ا/ت:تو..توتهیونگ بی تی اس هستی؟
تهیونگ:سلام اره تو یه فن گرلی؟دلم میخواست امروز با یه فن گرل قدم بزنم. هوا خیلی قشنگه
ا/ت:وای خداجون پس بیا باهم بریم😍
تهیونگ:باشه. اسمتو بهم بگو
ا/ت:من ا/ت هستم و الانم بزور دارم خودمو تحمل میکنم که قورتت ندم😂😁
تهیونگ:ههه تو خیلی بانمکی ا/ت. خیلی هم روراست😂
ا/ت:اوهومممم

توی پیاده روی برفی که پراز چراغای سفید بود قدم میزدید.تاحالا تویه همچین جای رویایی با کسی مثل تهیونگ قدم نزده بودی☔️
دستاتو گرفته بود و توی جیبش گذاشته بود
ا/ت:تهیونگ میتونم ازت چیزی بخوام؟
تهیونگ:اره بگو راحت باش
ا/ت:میتونم بوست کنم؟
تهیونگ:هی ا/ت چیمیگی 😑
ا/ت:خوب چیمیشه. اینهمه سال فنت بودم. یباره همش
تهیونگ:ا/ت...ببخشید ولی من نمیتونم

بغض کردی و زدی زیر گریه*
تهیونگ:ا/ت خوبی؟چیشد گریه نکن😱
ا/ت:میبینی ؟حتی لیاقت یه بوسم ندارم😭😒
تهیونگ:اوممم پس حتما دلت میخواد لبای مستطیلیم روی لبات بشینه؟ کیوت*
ا/ت:اره اره میخوام😍

اروم هولت داد به سمت نیمکتی که کنار پیاده رو بود و لبای داغشو رولبات گذاشت💋
بعد کلی برف بازی رفتین و هات چاکلت خوردین
تهیونگ:ا/ت تو خیلی دختر نازی هستی. میتونم شمارتو داشته باشم؟
ا/ت:چی؟اره حتما تهیونگ. دلام میخواد باهات در ارتباط باشم...
دیدگاه ها (۲۴)

تصور کن 💜💜💜

تصور کن 💜💜💜

تصور کن 💜💜💜

تصور کن 😈😈😈

پارت ۲: عمو های من مافیان

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟦 یه بنده خدایی این پارت رو گزارش کرد ...

پارت حذف شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط