{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز در آغوش تو آرام گرفتم

یک روز در آغوش تو آرام گرفتم
یک عمر قرار از دل ناکام گرفتم

افسوس که چون لاله پر از خون جگر بود
جامی که ز دست تو گل اندام گرفتم

از ساده دلی مشق وفاداری من شد
درسی که ز بد عهدی ایام گرفتم✔
دیدگاه ها (۵)

ﻫﻨﻮﺯ ﮔﺮﯾﻪ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﯾﺒﺎﺭ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖﺑﺒﺎﺭ ﺍﺑﺮ ﺑﻬﺎﺭﯼ، ﺑﺒﺎﺭ ... ﮐﺎ...

بعد تو یک گوشه خلوت میکنمبا در و دیوار صحبت میکنمحاضری در خا...

کاش احساسی زدل پا میگرفت ,واژه ها رنگ تمنا میگرفت,خلوت و دلت...

ﻛﺎﺵ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ؟ﻛﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﮔﺎﻩ ﻣﯿﺴﺮﺍیﯽ ﺑﺮ ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

دیــــار کهن𓅃«سودابه و سیاوش»در روزگاری که کیکاووس، شاه ایرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط