{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقایی میگفت داشتم پیاده میرفتم کربلا

آقایی میگفت داشتم پیاده میرفتم کربلا
درراه نجف به کربلا هی خسته میشدم مینشستم
دیدم یک اقایی دنبالم میاد هرجا میشینم بالاسرم وامیسه
چندبارتکرارشدگفتم..برادرکاری داری چیزی میخوای.گفت....گفت من خیلی بی بضاعتم
یعنی پول چندشیشه آب هم ندارم برا زائرا تهیه کنم...
گفتم یااباعبدالله میتونم سایه بون افتاب زائراباشم..اگه مزاحم نیستم بزا سایه بونت باشم ..
بوسیدمش گفتم بمیرم ظهرعاشورا نبودی
سایه تن بی سرآقامون بشی.....
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ
دیدگاه ها (۴)

آقایی میگفت داشتم پیاده میرفتم کربلا درراه نجف به کربلا هی خ...

آقایی میگفت داشتم پیاده میرفتم کربلا درراه نجف به کربلا هی خ...

آقایی میگفت داشتم پیاده میرفتم کربلا درراه نجف به کربلا هی خ...

.@خاطره ای ناب از یکی از زائران پیاده کربلا...@.آقایی میگفت ...

☝️🌷آیت الهی🌷☝️🇮🇷🚩یاعلی مددی🚩🇮🇷

برای دفع اشرار و شیاطین جنی و انسی بخوانیم❗❗این دعا و حرز«حو...

🌷🌧️السلام علیک یا امام الرئوف🌧️🌷☘️السلام علیک و رحمه الله و ...

🎥 این‌جوری انقلاب ما صادر شد!🇮🇷🚩😂☝️🔹 لعنت فرستادن شهروند مسل...

جاویدبین‌مردم‌ایران‌رضاجان‌است#آقای‌امام‌رضا💚#السلام‌علیک‌یا...

پیام مهم حضرت آیت‌الله جوادی آملیعالم ربانی،صاحب نفس ملکوتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط