خب دیگه من برم لباسامو بپوشم
+خب دیگه من برم لباسامو بپوشم
&برو جیگر عمو
+داداش(از طبقه بالا با صدای بلند)
-بلههههه
+کدوم لباسمو بپوشم؟
-نمی دونم صورتیه رو بپوش
+آخه رنگشو دوست ندارم
-تو که عاشق صورتی بودی
+الان آبی دوست دارم
&عمو جون هر چی دلت می خواد بپوش
+عمو
&جان
+میشه لباسمو انتخاب کنی (کیوت)
&وای ننه دلم ضعف رفت چقدر کیوتی تو آخه بچههه
+میای؟
&آره میام(لبخند)
&بنظرم این قشنگیه بهتم میاد قشنگم
+آره عمود خیلی قشنگیه همینو بر می دارم(عکس لباس و می زارم
-خب میا آماده ای؟
+آره ولی می ترسم
&عمو جون درد ندارها خوب پس نترس قوی باش بکن چه دختر شجاعی هست
+باشه
فلش بک به بیمارستان
°خب چه دختر خوشگلی اسمت چیه
+میا
°خب میاد خانم درد نداره فقط به چیزای خوب فکر کن باشه
+باشه
-میا
+بله داداشی
-هر وقت دردت اومد خودتو بیشتر فشار بده باشه
+باشه
+آخ
-چیشد
°هیچی آمپول رو تزریق کردم
-چه زود
+پس چرا درد نداشت
°چون دختر قوی ای بودی( (اهم یه سوال احیانا دختری خون اژدها داشته)😂😂😂😂)
+آها
&من به تماس دارم الان بر می گردم
-اوکی
&الو جیمین
بله به جشنی آماده کن خودتونو بیاین تزئین کنین
^برای چی
&خودت می فهمی
^اوکی
&فقط تمش صورتی نباشه میان خوشش نمی یاد
^اوکی
(تم اونجا رو هم می زارم)
&خب میان قراره بریم یه جای خوب
+کجا
&می فهمی
رفتن به اونجا
+عمو اینجا چقدر خوشگله
&آره عمو جون
&خب بیا بغلم
+باشه
&خب عمو این جشن برای توسعه که شجاع بودی
+واقعا
&آره کیوت من
خب دیگه اعضا اومدن بعد بغل کردن و بعد جشن گرفتم و داستان ما به اتمام رسید
میدونم تو نوشتن فیک اصلا خوب نیستم دیگه به بزرگی خودتون ببخشین 🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
&برو جیگر عمو
+داداش(از طبقه بالا با صدای بلند)
-بلههههه
+کدوم لباسمو بپوشم؟
-نمی دونم صورتیه رو بپوش
+آخه رنگشو دوست ندارم
-تو که عاشق صورتی بودی
+الان آبی دوست دارم
&عمو جون هر چی دلت می خواد بپوش
+عمو
&جان
+میشه لباسمو انتخاب کنی (کیوت)
&وای ننه دلم ضعف رفت چقدر کیوتی تو آخه بچههه
+میای؟
&آره میام(لبخند)
&بنظرم این قشنگیه بهتم میاد قشنگم
+آره عمود خیلی قشنگیه همینو بر می دارم(عکس لباس و می زارم
-خب میا آماده ای؟
+آره ولی می ترسم
&عمو جون درد ندارها خوب پس نترس قوی باش بکن چه دختر شجاعی هست
+باشه
فلش بک به بیمارستان
°خب چه دختر خوشگلی اسمت چیه
+میا
°خب میاد خانم درد نداره فقط به چیزای خوب فکر کن باشه
+باشه
-میا
+بله داداشی
-هر وقت دردت اومد خودتو بیشتر فشار بده باشه
+باشه
+آخ
-چیشد
°هیچی آمپول رو تزریق کردم
-چه زود
+پس چرا درد نداشت
°چون دختر قوی ای بودی( (اهم یه سوال احیانا دختری خون اژدها داشته)😂😂😂😂)
+آها
&من به تماس دارم الان بر می گردم
-اوکی
&الو جیمین
بله به جشنی آماده کن خودتونو بیاین تزئین کنین
^برای چی
&خودت می فهمی
^اوکی
&فقط تمش صورتی نباشه میان خوشش نمی یاد
^اوکی
(تم اونجا رو هم می زارم)
&خب میان قراره بریم یه جای خوب
+کجا
&می فهمی
رفتن به اونجا
+عمو اینجا چقدر خوشگله
&آره عمو جون
&خب بیا بغلم
+باشه
&خب عمو این جشن برای توسعه که شجاع بودی
+واقعا
&آره کیوت من
خب دیگه اعضا اومدن بعد بغل کردن و بعد جشن گرفتم و داستان ما به اتمام رسید
میدونم تو نوشتن فیک اصلا خوب نیستم دیگه به بزرگی خودتون ببخشین 🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
- ۳۶۹
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط