خیالت

خیالت
میوهٔ ممنوعه‌ای است
که در رؤیا
هزار هم نه بار
از درختِ سبزِ آغوشت چیده‌ام..

همان
سیب سرخِ حوایی که
هزار و یک بارِ دیگر هم اگر
گناهِ چیدنش بر گُردهٔ خیالم بیفتد،
باز اشتیاقِ شعرم
برای از تو نوشتن کور نمی‌شود ..
دیدگاه ها (۶)

بیو از من {هیون} 😺  ؟!من هیونم و ریل نیمم ((نفسه))🍓متولد ²⁵'...

پارت 4۲تهیونگ به گوشیِ توی دستش نگاه کرد؛ شماره ناشناس بود. ...

«کوک؟»«هوم؟»«لازم نیست همه‌چیز رو تنهایی حل کنی.»مداد در دست...

𝖕𝖆𝖗𝖙4اتاق مارال رو به باغ شرقی قصر بود. صبح‌ها، نور از میان ...

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

حماسی

part 11

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۴ | «صبحانه‌ای که تبدیل ب...

پارت۹(در عمق نگاه تو)ایزوکو با تعجب او را نگاه می‌کرد. باید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط