ته :اها خوب
ته :اها خوب
داشتیم حرف میزدیم که زنک در خورد
ته : من باز میکنم
ا/ت : اوک
در باز شد و اما اون ...... یونا بود
ته : تو اینجا چیکار میکنی
یونا : اومدم به عشقم سر بزنم
ا/ت : خب دیدیش برو
م.ت( مادر تهیونگ )
م.ت: سلام
ته بازم که تو
م.ت : دلم برات تنگ شده
ته : من باور کردم
ا/ت : ددی من میریم اتاق بیا کارت دارم
ته: باش بیبی گرل ( لب ا/ت رو می بوسه)
م.ت : تو خجالت نمیکشی جلو یونا
ته : ن
یونا : تهیونگ چرا مثل قبلا دوسم نداری 😭 ها چرا ( گریع فیک)
ته من الان میام
« رفت پیش ا/ت »
ته: بله کارم داشتی
ا/ت : الان میام پایین اما باید جوری گردنمو کبود کنی الان مه پاشن برن فهمیدی
ته : دختر خودمی
ته شروع میکنه به کی....س مارک گذاشت رو کردن ا/ت و بعد 5 مین ته میره پایین و بعدش هم ا/ت میرع
ته : ببخشید منو
ا/ت : سلام
م.ت : ته من باهات کار خصوصی دارم
ته : همین جا بگو غریبه نیست
م.ت: نه اینجا نمیشه ( اشاره به ا/ت)
ته : ا/ت
ا/ت : اوک
م.ت : ته جان من که بده تو نمیخوام بیا با یونا از....دواج کن هم خوشگله هم کار خونه بلده هم همه چی دیگه
یونا : من هنوز دوست دارم
ته : از خونم گمشید بیرون ( با داد)
ته : ا/ت
ا/ت : بلع
ته: بیا
ا/ت : اومدم ....بله
ته : اینارو بیرون کن و بعدشم بیا اتاق...چون من بهت نیاز دارم
یونا تا این حرفو میشنوه خونش به جوش میاد و یدونه سیلی میزنه به ته
و اما ا/ت یونا رو هل میده و یدونن سیلی اب دار میزننه و کلی کتکش میزنه و
ا/ت :
داشتیم حرف میزدیم که زنک در خورد
ته : من باز میکنم
ا/ت : اوک
در باز شد و اما اون ...... یونا بود
ته : تو اینجا چیکار میکنی
یونا : اومدم به عشقم سر بزنم
ا/ت : خب دیدیش برو
م.ت( مادر تهیونگ )
م.ت: سلام
ته بازم که تو
م.ت : دلم برات تنگ شده
ته : من باور کردم
ا/ت : ددی من میریم اتاق بیا کارت دارم
ته: باش بیبی گرل ( لب ا/ت رو می بوسه)
م.ت : تو خجالت نمیکشی جلو یونا
ته : ن
یونا : تهیونگ چرا مثل قبلا دوسم نداری 😭 ها چرا ( گریع فیک)
ته من الان میام
« رفت پیش ا/ت »
ته: بله کارم داشتی
ا/ت : الان میام پایین اما باید جوری گردنمو کبود کنی الان مه پاشن برن فهمیدی
ته : دختر خودمی
ته شروع میکنه به کی....س مارک گذاشت رو کردن ا/ت و بعد 5 مین ته میره پایین و بعدش هم ا/ت میرع
ته : ببخشید منو
ا/ت : سلام
م.ت : ته من باهات کار خصوصی دارم
ته : همین جا بگو غریبه نیست
م.ت: نه اینجا نمیشه ( اشاره به ا/ت)
ته : ا/ت
ا/ت : اوک
م.ت : ته جان من که بده تو نمیخوام بیا با یونا از....دواج کن هم خوشگله هم کار خونه بلده هم همه چی دیگه
یونا : من هنوز دوست دارم
ته : از خونم گمشید بیرون ( با داد)
ته : ا/ت
ا/ت : بلع
ته: بیا
ا/ت : اومدم ....بله
ته : اینارو بیرون کن و بعدشم بیا اتاق...چون من بهت نیاز دارم
یونا تا این حرفو میشنوه خونش به جوش میاد و یدونه سیلی میزنه به ته
و اما ا/ت یونا رو هل میده و یدونن سیلی اب دار میزننه و کلی کتکش میزنه و
ا/ت :
- ۹۳
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط