{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍ ✍ ✍ مردی مست به خانه آمد

✍ ✍ ✍ مردی مست به خانه آمد
آنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خیلی علاقه داشت راندید

وبه گلدان خوردوگلدان شکست

پیش خودش گفت حتمازنم فردا واسه گلدون کلی دادوبیدادمیکنه

همونجاخوابش برد

صبح که ازخواب بیدارشد یادداشتی راروی یخچال دید:

عزیزم صبحونه موردعلاقتوروی میزچیدم

الانم رفتم بیرون تابرای ناهارموردعلاقت چنتاچیزبخرم

دوست دارم عشقم”

مردباتعجب ازپسرش پرسید این یادداشت چیه؟

چرامامانت ناراحت نشده؟

پسر گفت دیشب که مست بودی مامان بغلت کرد بذارتت روتخت توعالم مستی گفتی:

خانم به من دست نزن من متاهلم...
دیدگاه ها (۴)

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمد آنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط