پدرم هر وقت می‌خواست

پدرم هر وقت می‌خواست
کِثرتِ چیزی را بیان کند
می‌گفت : " یک دریا ... "
مثلاً می‌گفت :
نمی‌دانی فلانی یک دریا پول دارد
کی میرسد روزی که تو
روبرویم بایستی ، زُل بزنم
به چشمانت و بگویم :
فلانی ! نمی‌دانی ، من تو را
یک دریا دوست دارم ❤ ️🍃
#شقایق_عباسی
دیدگاه ها (۱۳)

انشای یک دانش آموز، در مورد "پول حلال" نان حلال خیلی خیلی خو...

❌ حکومت‌داری خاله بازی نیست؛ نسخه‌پیچی از دور آسان است!🎙 بیا...

من میگم رفیق آدم باید از خودش عاقل‌تر باشه؛ یه جورایی مکمل ب...

رفتی و من هنوز هر شب قبل از خواب، یه بار اسمت را زیر لب می‌گ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.30 (روایت از زبان ا.ت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش سوم_چوبدستی ام را توی جیب...

دولت #انقلابی #رئیسی ؟!ریدم تو اون انقلابی که دولتش اون , و ...

بعضی از علائم آخرالزمان و نزدیکی ظهور امام زمان عجل اللهشکم،...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط