{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنجِ لبهایِ تو ، گم کرده دلم را ، دهنم

کنجِ لبهایِ تو ، گم کرده دلم را ، دهنم
کاشکی درشبِ چشمانِ تو ، پیکی بزنم

این محال است فراموش کنم زود تورا
عطرِ موهایِ تو آمیخته با پیرهنم

آخرین خاطره ات مونس جانم شده است
تَبِ دستانِ تو برپهنه ی سردِ بدنم

بیخودی خسته وبی حوصله ام کرده همین
که نشد ازهوسِ عاشقی ات دل بکنم

شعله ی عشقِ تو درجانِ من آتش زده است
همچنان آتشِ شمشیرِ عرب در وطنم

درپریشانیِ این شهرِ پراز آهن و دود
آن که تا آخرِ عمرش به تودلبسته منم

آرزو می کنم آن لحظه که باید بروم
بدهی روسری ات را بکنندش کفنم....
دیدگاه ها (۱)

هزار بار گره میخورم به عشقت ...هزار بار شاعر میشوم ...و هزار...

ایـن روزا مـیـگـذره بـا تـمـوم خـوبـی هـا و بـدی هـاش..مـیـگ...

..چقـدر دوست دارم ..

نمیدانم کدام را راضی کنم "دلی" که میخواهد عاشق باشد...یا "ع...

💠آثار صله رحم🔘امام سجاد (علیه السلام) فرمودند:🔰«مَن سَرَّهُ ...

Covenant of Blood and Silk

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط