{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته ام کنارِ پنجره

نشسته ام کنارِ پنجره
و باد می وزد …
درخت ، می خرامَد از درون
و شاخه در عزای سیبِ چیده اش ؛
سکوت می کند …
پرندگان چه بی ریا میانِ ابرها ؛
به اوج می روند !
و انزوای کوه ، بی صدا ؛
بغل گرفته آسمان شهر را .
سکوت می کنم
و می تکانم از درون ؛
غبار روزهای تلخِ رفته را...
#پنجره
#خاطرات
#خاطرات_تلخ
#عشق
#سکوت
#آفرینش
#ویسگون
دیدگاه ها (۶)

️تصمیم بگیربا دل خوشی‌های ساده معادله پیچیده‌ٔ زندگی را دور ...

بعضی‌ها بوی نان می‌دهند، کنارشان که باشی... بودن‌شان را که ن...

پایان عشقِ یک زن به یک مرد ، درست زمانی است که از او قطعِ ام...

امام على عليه السلام : آفت عالمان، حبّ رياست استآفةُ العُلَم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط